پوزیتیویسم و تجربهگرایی، بهعنوان جریانهای مهم فلسفه علم، شناخت معتبر را به تجربه حسی و آزمونپذیری تجربی محدود میکنند و گزارههای دینی و مابعدالطبیعی را فاقد معنای معرفتی میدانند. این مقاله با روش توصیفیـتحلیلی و برپایه مطالعات کتابخانهای، با مراجعه به آیات قرآن و روایات، مبانی معرفتشناختی پوزیتیویسم را نقد کرده است. مسئله اصلی پژوهش آنکه آیا تجربه حسی تنها منبع معرفت است و قرآن چه جایگاهی برای عقل، وحی و شهود قائل است. یافتهها نشان میدهد که قرآن ضمن تأیید جایگاه تجربه در شناخت طبیعت، آن را یگانه راه معرفت نمیداند و برای عقل، فطرت، وحی و شهود اعتبار معرفتی قائل است. از منظر قرآن، بسیاری از حقایق هستی، از جمله وجود خداوند، فرشتگان، وحی، معاد و عالم غیب، خارج از ادراک حسی قرار دارند. شناخت حسی دارای محدودیت خطاهای ادراکی، نسبیت ادراکات حسی، وابستگی ادراک به شرایط محیطی، نفی بسیاری از بدیهیات عقلی و حقایق مابعدالطبیعی است. نقد معیار تحقیقپذیری تجربی بهدلیل خودارجاعی و تحلیلی نبودن، نقد ابطالپذیری پوپر بهعنوان معیاری جامع و تأکید روایات بر عقل از مهمترین یافتههاست.