موضوع این نوشتار که با روش توصیفی ـ تحلیلی و مطالعه کتابخانهای شکل گرفته حول محور چالشهایی است که بین منافع ملی و رویکردهای ایدئولوژیک در عرصه سیاست داخلی و خارجی جمهوری اسلامی ایران واقع میشود؛ چالشهایی که موجب شده تا برخی مدعی شوند رویکرد نظام جمهوری اسلامی در دفاع از جنبشهای اسلامی در منطقه، یک امر ایدئولوژیک بهحساب میآید که با منافع ملی کشور هیچ سازگاری ندارد و به همین دلیل حکومت دینی و ایدئولوژیک در جهان امروز ناکارآمد است؛ بهخصوص اینکه جمهوری اسلامی بهدلیل رویکردها و مواضع ایدئولوژیک و نیز پیوند زدن سرنوشت مردم ایران با سرنوشت حزبالله و حماس، جنگی را نیز علیه ملت ایران به راه انداخته است، درحالیکه بررسی دو رویکرد آرمانگرایانه و رویکرد واقعگرایانه در اندیشه و رفتار سیاسی و نیز توجه به مبانی فکری امام راحل و امام شهید، ما را در یک روش «تعامل همافزا» به یک قدر جامعی رهنمون میسازد. جنگ تحمیلی سوم نشان داد که جمهوری اسلامی میتواند با وجود رویکردهای ایدئولوژیک بهعنوان یک مصداق حکومت دینی در راستای تأمین منافع ملی کارآمد باشد و قدرت و اقتدار ملی آن فزونی یافته و نیز عظمت امت اسلامی هم را در پی داشته باشد.