شبهه «وحی محصول ضمیر ناخودآگاه پیامبر» از جمله دیدگاههای نوپدید در تبیین ماهیت وحی است که با تکیه بر مبانی روانکاوی، وحی را پدیدهای درونذهنی و برخاسته از لایههای ناهشیار روان پیامبر میداند و منشأ الهی آن را انکار میکند. نقد این نظریه با معیارهای عقلی و آموزههای دروندینی اسلام و تبیین روشمند ناتوانی این شبهه در تفسیر حقیقت وحی هدف این تحقیق است. پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به بازخوانی این نظریه و نقد آن پرداخته است. یافتههای پژوهش در دو بخش سامان یافته است: 1. نقد بروندینی، نشان میدهد که این نظریه، فاقد پشتوانه معتبر عقلی و علمی است و بر پیشفرضهای اثباتنشدهای همچون امکان تبیین مادی همه واقعیتها استوار است. تفاوت بنیادین وحی با تجلیات ضمیر ناخودآگاه، خودآگاهی پیامبران، استمرار و قطع وحی، همراهی با تحدی و معجزه، و نیز لوازم غیرقابلقبول این نظریه از جمله انکار غیب، تزلزل حکمت الهی و نسبت خطا یا فریب به پیامبران، ناکارآمدی این دیدگاه را آشکار میسازد. 2. نقد دروندینی، نشان میدهد این نظریه با تصریحات قرآن درباره الهیبودن وحی، نفی نقش فاعلی پیامبر در تولید آن، اعجاز قرآن، تفاوت آشکار میان قرآن و بیانات نبوی و آیات ناظر به نزول تدریجی و تعلیم الهی وحی ناسازگار است.