شبههگر معتقد است در مواجهه با مسائل جدید، باید واقعیات عینی جامعه لحاظ شود و وحیانی بودن مبانی اسلام کافی نیست؛ چرا که عقل انسانها در حال تکامل است و اسلام برای دوری از عقبماندگی، باید لباس نو بر تن کند. تنها راه بهروزرسانی اندیشه اسلامی، مکمل قرار دادن اندیشه غربی در کنارآن است. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانهای با تکیه بر دو رویکرد پاسخ داده شده؛ اول، مبانی حقوق اسلام با مبانی حقوق مدرن، تفاوت بنیادی دارد و دوم، نتیجه این دو تفکر در مواجهه با مسائل جدید مشخص میشود. مبانی حقوق اسلام، مبتنی بر اراده تشریعی خداوند است که از آن تعبیر به تعالیم وحیانی میشود؛ برخلاف حقوق مدرن که مبتنی بر اراده اجتماعی است و سرچشمه تقنین، اقتضائات عرفی است. با توجه به این تفاوت مبنایی، اولاً اصالت و کفایت پاسخگو بودن حقوق اسلام به مسائل جدید بر هیچ اهل دانشی پوشیده نیست؛ چراکه پشتوانه تقنین اگر ارادهای باشدکه حاوی رعایت کامل مصالح باشد، از اعتبار بیشتری برخوردار است؛ ثانیاً در مرحله اجرایی هم، قوانین اسلامی نسخه پیشرو در عرصه رعایت عدالت و پیشرفت است؛ چراکه حقوق اسلام، قواعد قطعی و غیرمتغیری ارائه میدهدکه با تغییرمذاق جامعه، تغییری نمیکند.