تاریخ گواهی میدهد که جریآنهای متعددی با این ادعا که اسلام اصیل هستند موجب بحرآنهای اعتقادی و اجتماعی در جامعه اسلامی شدهاند. یکی از این جریآنها گروه داعش است که اذهان جهانیان را بهعنوان اسلام واقعی بهسوی خود جلب کرده است. این نوشته با تحلیل انتقادی و روش کتابخانهای به بررسی ارتباط بین اسلام و داعش میپردازد و تأکید میکند که داعش یک گروه سلفی تکفیری است و هیچ آموزهای در قرآن وجود ندارد که رفتارهای این گروه را توجیه کند. نویسندگان مختلف بر این نکته تأکید دارند که تروریسم، بهویژه «تروریسم اسلامی»، یک مفهوم نادرست است و باید بهعنوان پدیدهای غیرمذهبی تلقی شود. داعش و گروههای مشابه بهواسطه عدم درک صحیح از اسلام و یا بهعنوان ابزارهای سیاسی از سوی قدرتهای خارجی برای اهداف خاصی شکل گرفتهاند. این متن بر اهمیت صلح، انسانیت و عدالت در اسلام تأکید میکند و میگوید که آموزههای قرآن بر حفظ حیات و کرامت انسانی تأکید دارند. همچنین، به تحلیل آیات قرآن درباره جهاد پرداخته و تأکید میکند که هیچیک از این آیات مجوزی برای کشتن بیگناهان یا رفتارهای غیرانسانی نمیدهند. در نهایت، نتیجهگیری میشود که رفتارهای گروههای تروریستی نهتنها نمایانگر دین اسلام نیست، بلکه از اصول آن فاصله دارند.