دانشیار (پوهنمل) و عضو هیأت علمی دانشکده شرعیات دانشگاه بلخ- افغانستان
چکیده
اعتقاد به مهدویت از باورهای مشترک میان مسلمانان است؛ یکی از مهمترین شبهات مطرح در مطالعات حدیثی آنکه در صحیحین، روایات روشنی درباره مهدویت وجود ندارد و این امر، دلیلی بر تردید در اصالت روایی این باور تلقی شده است. پژوهش حاضر با طرح این پرسش بنیادین که آیا فقدان یا تعداد کم روایات مهدویت در صحیحین، بهمعنای ضعف یا عدم اعتبار حدیثی این آموزه است، میکوشد این شبهه را با رویکردی حدیثپژوهانه بررسی کند. این مطالعه با بهرهگیری از روش توصیفیتحلیلی و رویکرد گونهشناسی روایات و برپایه منابع کتابخانهای، به بررسی روایات میپردازد. یافتهها نشان میدهد که هرچند در صحیحین، روایات مرتبط با مهدی بهصورت محدود و غیرمستقیم مطرح شدهاند، اما در مستدرک حاکم مجموعهای گسترده و نظاممند از روایات وجود دارد که بسیاری از آنها از منظر مؤلف، واجد شرایط صحت براساس معیارهای صحیحین هستند. تحلیل گونههای روایی مستدرک حاکم نشان میدهد که طیف وسیعی از مؤلفههای مهدویت، از جمله نام و نسب امام مهدی، علایم و نشانههای ظهور، زمان و گستره قیام، رهبری جهانی، مدت حکومت، عدالتورزی و تحولات اقتصادی عصر ظهور را پوشش میدهند. نتیجه تحقیق آنکه شبهه مذکور، ناشی از محدودسازی بررسی به صحیحین و غفلت از منابع استدراکی معتبر همچون مستدرک حاکم است.