مسئلۀ اصلی در پژوهش حاضر فهم سیاست میدانی یزیدبنمعاویه در برابر اسیران اهلبیت علیهم السلام است؛ چالش عمده در این مسئله مربوط به انعکاس کنشهایی ناهمگون و متناقض از سوی یزید در یک بازه زمانی کوتاه از سوی مورخان و محدثان است، تناقضاتی که بعدها و در خلال نقل ناقص و گزینشی تاریخ به گرههای کور فکری، بروز شبهات و تحریف تاریخ مبدل گشته است تا جایی که برخی با تکیهبر سیاستهای ثانویه یزید قائل به بیگناهی جزئی یا کلی وی شدهاند.
یافتههای این پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی و با بررسی منابع تاریخی بهخوبی نشان میدهد که تغییر سیاست یزید در قبال اهلبیت علیهم السلام در واپسین روزهای حضور ایشان در شام، تنها امری ظاهری و تغییر در تاکتیک میدانی بوده و اجرای نوعی عملیات روانی در جهت آرام نگهداشتن جامعه به خشم آمده از واقعۀ کربلا است و این به معنای ابراز پشیمانی و توبه یزید نیست؛ چراکه وی حتی حاضر نشد برای حفظ ظاهر، عاملان میدانی شهادت حسین علیه السلام را مجازات یا برکنار نماید.