موضوع حیات از دیرباز یکی از مهمترین چالشهای فلسفی بشر به شمار رفته است. مسائل فراوانی دربارۀ این امر مطرح شده و هرمکتبی بر اساس مبانی خود به تنقیح موضوعی و اثبات احکام آن پرداخته است. به صورت منطقی چیستی حیات، اولین و مهمترین مسألهای است که در این راستا باید دربارۀ آن اظهار نظر شود. ادیان الهی و فیلسوفان متأله به تجرد حیات و ملحدان و تجربه گرایان از هویت مادی آن سخن گفتهاند. زیست شناسی تجربی حیات را همان فعل و انفعالهای فیزیکی و شیمیایی متابولیسم بدن میداند که با توقف این فرایند از بین میرود. در مقابل، متألهان از جوهره مجرد، ثابت و ازلی آن دفاع کردهاند. در این مقاله با بررسی و نقد نظریۀ زیست شناسی تجربی و تقریر براهین فیلسوفان الهی به اثبات تجرد حیات و تقریر تفکیک ماهیت آن از فرایندهای بدنی مرتبط با حیات پرداختهایم. روش تحقیق این مقاله توصیفی – تحلیلی است.