مراد از تحول در قالب کلیاش این است که؛ اولاً نیازهای جامعه و زمان رصد شود سپس به آنها پاسخ داده شود. حوزه قبل از انقلاب خودش را پاسخگوی چه عرصههایی میدید؟ مثلاً پاسخگوی عرصۀ مسجد و اماکن مذهبی بود یک حوزوی گاهی مسجدی در اختیارش بود در دانشگاه راهش نمیدادند، در نظام راهش نمیدادند، در مجلس راهش نمیدادند. پس آن حوزه عرصه پاسخگوییاش در همان مرحله بود. ولی الآن نظامی براساس مبانی فقه اهلبیت علیهم السلام تشکیل شده است، حوزه باید پاسخگوی همۀ عرصههای این نظام باشد. این یک گام بزرگی است؛ بنابراین حوزه برای اینکه پاسخگوی این عرصههای مختلف باشد طبعاً باید خودش را در آموزش، متون، برنامه، روش، نظام آموزشی و در همه چیز به گونهای ساماندهی کند که بتواند پاسخگوی همۀ این نیازها و عرصههای جدید باشد. این یعنی تحول. دیگر کاری به لغت آن نداریم، اسمش را اصلاح میگذارید، تغییر میگذارید، هر چه میگذارید. روح کلام در تحول به توان پاسخگویی به نیازهای عصری بر میگردد.