بدون تردید، مسئلۀ نمادین با مسئله اسرار داشتن متفاوت است. نمادین یک بحث فرمیک است؛ یعنی شکلی و سوری. لکن مسئلۀ اسرار اینگونه نیست. اسرار لایههای پنهان و تأثیرگذار است. علماء، در خصوص اعداد و مخصوصاً عدد اربعین و عدد هفت زیاد تحلیل کردند، شما مطمئن باشید که اربعین و عدد چهل، یک سرّی است. انسان در 40 سالگی طبق دهها روایت، به یک پختگی خاصی میرسد. انسان در روز چهلم لیاقت این را پیدا میکند که محل تجلی و نفخ روح قرار بگیرد. حضرت موسیA یک موعد چهل روزه دارد. در بحثهای عرفانی، صحبت از سرّ اخلاص چهل روزه بسیار شده است. علماء همین را تعمیم دادند، آنجا که پیامبر Jفرمود «مَنْ أَخْلَصَ لِلَّهِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً» (شیخ تاجالدین، محمدبنحیدر شعیرى، جامع الأخبار, ج1, ص94) این به یک مطلبی به نام چله نشینی تبدیل شد؛ یعنی معلوم شده که چهل در عالم معنا، اوج پختگی است. ما باید اقرار بکنیم که اطلاع از سرّ این امور و چرایی اینها نداریم؛ مثل حروف مقطعه قرآن که ائمهD میفرمایند: اسراری بین خدای متعال و پیامبرJ است؛ ولی در هر صورت اربعین تا دلتان بخواهد در متون و تراث اسلامی مصداق دارد. بیجهت نیست که عالمان ما و اساتید اخلاق بهعنوان یک سنت اربعین حدیث نوشتند. مانند حضرت امام6 و شیخ بهایی و خیلیهای دیگر.