مجلۀ پاسخ: پرداختن به مقولۀ جمعیت، چه اهمیتی از لحاظ اقتصادی، سیاسی، فرهنگی دارد. اهمیتش به لحاظ تئوریک و نظریهپردازی و به لحاظ برنامه ریزی و سیاستگذاری چطور است؟ با طرح چه مباحثی میشود اهمیت پرداختن به مقولۀ جمعیت را برای نخبگان و عموم مردم تبیین کرد؟
برای مدیریت، بحث دربارۀ جمعیت، یک بحث زیرساختی است که بقیۀ دانشها و عرصه های دانشی هم به آن نیاز دارند. الان هیچ اقتصاددانی، بدون آمار تعداد افراد، مثلاً تعداد افراد در سنین میانسالی، در سنین کار و غیره، نمیتواند هیچ پیشبینی اقتصادی انجام دهد. جامعه شناسی که نداند چه تعداد افرادی ازدواج کردهاند و چه تعداد طلاق گرفتهاند؛ یعنی بدون آمار جمعیتی و شناخت این دینامیزم جمعیت، بقیۀ رشته ها هم یک عرصۀ زیرساختی و زمینه ای کار یا موضوعشان را ازدست میدهند.
بنابراین جمعیت شناسی، فوق العاده مهم است که هم فعال و هم بروز و هم تعاملش با بقیۀ رشته های علمی و عرصه های مدیریتی، اجرایی، مدام حفظ شود. منتهی میخواهم، این را عرض کنم که در تمام ۵ دهۀ گذشته، جمعیتشناسی برای ما بسیار مهم بوده است. مثلا در مقاطعی که نقطۀ عطف جمعیتی رقم میخورد و کشور از شرایط باروری بالا، به سمت باروری پایین حرکت و ساختار جمعیتیاش تغییرمیکند؛ یعنی کشور، یک فرصت جمعیتی یا پنجرۀ جمعیتی پیدا میکند و دانش جمعیت، به یک معنایی محوریت پیدا میکند و از حاشیه به مرکز، از حاشیه به متن و از فرع به اصل میآید و ما الان در چنین مقطعی هستیم و به این جهت، ما باید همه حساس باشیم، همۀ حیطه های دانشی و مدیریتیمان، بیش از بیش، باید مسلط باشد و بحثهای میان رشته ای خیلی باید تقویت شود.